تاريخچه تحليل تكنيكي
اصطلاح تحليل تكنيكي نامي بي مسما براي رويكردي واحد به سرمايهگذاري است. تحليل تكنيكي را ميتوان مطالعه قيمتها از طريق نمودارها دانست. ريشه روش هاي تحليل تكنيكي از تئوري داو برخاسته است. اين تئوري در حدود سال 1900 ميلادي توسط چارلز داو تدوين يافته است. اصول ريشهاي اين تئوري شامل روند طبيعي قيمت ها انعكاس اطلاعات شناخته شده در قيمتها، هم گرايي و واگرايي، آيينه بودن حجم در تغيير قيمتها و حمايت و مقاومت ميباشد و به هر ترتيب هر چند تئوري چارلز داو زيربناي تحليل تكنيكي امروزين است، اما در سالهاي اخير صدها روش، الگو و نشانه توسط ديگر محققين به دنياي تحليل تكنيكي عرضه شده است،كه آن را به دانش گسترده و به هم پيوسته بدل كرده است.
زيربناي تحليل تكنيكي
در فلسفه گفته مي شود كه هر چيزي دليلي براي وجود دارد. به نظر نگارنده شايد بتوان گفت دليل وجودي تحليل تكنيكي دخالت عواطف و احساسات انسان در تمامي فرايندهاي تصميمگيري از جمله سرمايهگذاري در سهام است.
قيمت سهام و ديگر اوراق بهادار قابل معامله در بازارها و حاصل يك توافق عمومي بين خريداران و فروشندگان است. در قيمت مذكور سرمايهگذاران براساس انتظاراتشان خريدار يا فروشنده هستند. به عبارت سادهتر، اگر سهامداري انتظار داشته باشد كه قيمت سهمي بالا رود، آن را ميخرد و بالعكس، از اين رو ميتوان گفت قيمت اوراق بهادار(سهام، اوراق قرضه و ...) مرتبط با انتظارات انسان است. همانگونه كه ميدانيم انسان و انتظاراتش به سادگي قابل سنجش و قابل پيشبيني نيست. پس ميتوان گفت غالب تصميمات سرمايهگذاران مبتني برمعيارهاي كاملا مربوط نيست. بنابر اين تصميمات انسان در زندگي روزمره از جمله سرمايه گذاري بستگي به تجارب قبلي و ويژگيهاي فردي و رواني وي دارد. همچنين قطعا ميپذيريم كه سرمايهگذاران طيف گسترده اي با ويژگيهاي تجارت متنوعي را تشكيل مي دهند. پس عواطف و احساسات يا بهتر بگوييم عنصر هيجان نيز در روند سرمايه گذاري دخالت تام دارد. درست از همين جاست كه تحليل تكنيكي پايه عرصه تحليلگري مالي مي گذارد و نقش خود را در ارزشيابي اوراق بهادار باز مييابد.
به عبارت ديگر در صورتي كه سرمايهگذاران كاملا منطقي بودند و در تصميمات سرمايه گذاري خود از هيجانات دوري مي كردند، آنگاه تحليل بنيادي تنها ابزار تحليلگري مالي جهت تعيين قيمت هاي سهام وسود آتي شركتها مي بود و جايي براي تحليل تكنيكي باقي نميماند. در آن شرايط فرضي چون همه انتظارات عقلايي دارند، قيمتها تنها در زمان گزارشات سه ماهانه يا ديگر اخبار منتشره و مربوط شركتها تغيير ميكرد. به نظر نگارنده بازار در سطح كارايي قوي چنين حالتي بايد داشته باشد. زيرا طبق تئوري بازار كار پيشبيني قيمت ها غير ممكن است چون قبلا تمامي اخبار و اطلاعات مربوطه در قيمت سهام منتشر شده است.
به هر ترتيب همين كه غالبا عده اي فروشنده و عدهاي خريدار در بازار وجود دارند نشانگر وجود عنصر هيجان در بازار است. اين هيجانات زمينه تشكيل روندها و الگوهايي است كه دليل وجودي تحليل تكنيكي است.
مفهوم تحليل تكنيكي
تحليل تكنيكي يك روش ارزشيابي اوراق بهادار از طريق تجزيه و تحليل آمار هاي فعاليت بازار، قيمت هاي گذشته و حجم معاملات است. تحليل هاي تكنيكي به اندازه گيري ارزش ذاتي سهام نميپردازند، بلكه از طريق الگوها و نشانه هاي نموداري در جهت تعيين عملكرد آتي يك سهم اقدام مي نمايند.
مفروضات بنيادي تحليل تكنيكي عبارتند از:
1- گذشته چراغ راهنماي آينده است.
2- قيمت سهام در روندهاي معيني حركت مي كند.
3- تاريخ تكرار مي شود.
4- حجم معاملات نشانگر ورود و خروج سرمايه گذاران است.
واضح است كه مفروضات مذكور را مي توان به چالش كشيد. اما چون هدف اين مقاله توصيف تحليل تكنيكي است از اين مقوله در ميگذريم.
دكتر حسين زارعي
به نقل از وبلاگ تدبیراندیش
1 Comments:
آقای نریمان آزاد عزیز سلام
خواهش میکنم جوابم را بدهید نظرتان را
نسبت به سامان گستر و کربن ایران برایم بنویسید
موفق باشید
علی – ک
August 19, 2004 7:44 PM
Post a Comment
<< Home